خدایا...
خدا
جون , گرمی دست آدما , دروغیه
خدا جون , چشمای من , اسیر این شلوغیه
خدا
جون , رنگو وارنگن آدما , جور واجورن
خدا جون , قولای این آدما کشک و
دوغیه
من می خوام , دست نوازش بکشی روی سرم
من می خوام ترانه هاتو
بشنوه , گوش کرم
خدا جون می خوام یه عاشقی باشم برای تو
که تو دستامو
بگیری که دیگه هیچ جا نرم
خدا جون من پر از اشتباهمو و پر از بدی
چرا
پس راه درستو , تو نشونم نمی دی ؟
خدا جون , گم شدم اینجا , نکنه
ندیدمت ؟
آخ خدا جون , من دارم میشم شبیه خط خطی
من دارم حل میشم
اینجا , دارم عادت می کنم
من دارم به هر کسی , عرض ارادت می کنم
این
مترسکا دارن , قلبمو , آتیش می زنن
آره من دارم , همین ها رو زیارت می
کنم
خدا جون , نمی کشی دست نوازش رو سرم ؟
پس چرا بهم نمی گی که
کنارشون نرم ؟
آخه عشقی , که دارن این آدما , قلابیه
شایدم گفتی بهم ,
من نشنیدم , که کرم ...
کاشکی بارون , منو میشستو و میبرد از رو زمین
من
می خوام تازه بشم , خب تازگی , یعنی همین
خدا جون , چیز زیادی دارم از
شما می خوام ؟
خدا جون , تورو خدا , یه کم با من حرف بزنین ...
نظرات:
«سارا محبی» میگوید: |
«مطالبت قشنگه خدا کنه خدا به من هم کمک کنه» |
«شیرین» میگوید: |
«کلبه تنهایی من اسم خوبیه برای وبلاگت تبریک میگم» |